اصلاح ساختارها برای آزادی ظرفیت ها

کتاب نفحات نفت را مدت ها بود نخوانده بودم؛ ولی همان موقع که این کتاب را خواندم، تاثیری اساسی بر فهم من از «ساختار دولت» گذاشت؛ که البته با دانایی هایی که بعدا به من اضافه شد گره خورد و کامل تر شد. این بار می خواهم با نقل از این کتاب چند چشمه از شیرین کاری های «ساختار دولت» را بگویم. البته مشخص است که منظور از «ساختار دولت»، فارغ از این است که چه کسی بر سر آن باشد؛ یعنی اصلا خود «ساختار دولت» اموری را بر «دولت مردان» تحمیل می کند که از آن برای «هاشمی» و «خاتمی» و «احمدی نژاد» گریزی نیست. ممکن است کسی چند درصد بهتر یا چند درصد بدتر عمل کند اما اول و آخر همه به همان راهی می روند که «ساختار» آنان را می برد. توضیح:

قانون، دست کارآفرین ایرانی را سال هاست که از پشت بسته است. فهم ظریفی از قانون نداشته ایم و نفهمیده ایم که قانون برای تسهیل کار است…

در زمان جنگ تنها کالایی که حسب اتفاق، پر مصرف و مورد نیاز فقیر و غنی بود و هیچ گاه سهمیه ای نشد و یارانه ای نیز نشد… چای… پرونده چای در آن دوره یکی از درخشان ترین نمودهای بخش خصوصی است در میان تیره گی وحشتناک دولتی.

یک تاجر قدیمی مسلمان ایرانی وجود داشت که در هند صاحب موقعیت برجسته ای میان تاجران چای بود… این تاجر قدیمی چای، از رفاقت اش با بزرگان نظام استفاده می کند و نزد مسوولان وقت می رود. قول عدم دخالت دولت را می گیرد و در عوض یک تنه -با چند تاجر عمده دیگر- قول می دهد که قیمت چای را تا پایان جنگ ثابت نگه دارد و ظرفیت بازار را هم تا پایان جنگ بدون کم بود پر کند؛ جوری که نه کسی بتواند احتکار کند و نه بازار سیاه درست کند. «اوفوا بعهدی اوف بعهدکم»ـی می خواند و به مسوولان فوت می کند و تا پایان جنگ با قیمت ثابت چای ایرانی را تامین می کند، کاری که دولت با همه دبدبه و کبکبه قدرت آن را نداشت و ندارد…

ما چه کرده ایم؟ این تاجر را که به حق بایستی بالاترین مدالیون خدمت و مدیریت را می گرفت به چه روزی انداخته ایم؟! توضیح می دهم:

امروز او نه تنها در هند بل که در افریقا نیز تجارت چای دارد. تعدادی از استادکاران کشت چای را از هند به افریقا برده است… و امروز چای افریقایی بیشترین صادرات را دارد به انگلستان…

می رویم سراغ این تاحر هشتاد ساله که چرا همین تجارت را و همین کشت را و همین استادکار هندی را نمی آوری در گیلان؟ تلخ می خندد که بعدتر رعایت نکردند قول را و وفا نکردند به عهد…

من خود به ز او می دانم که فلان نهاد فرهنگی، امروز وارد کننده چای است تا کسری بودچه اش را جبران کند. با استفاده از رانت دولتی و نپرداختن عوارض گمرکی، چای هندی وارد می کند و با خاکه چای شمال و باروتی لاهیجان جور می کند و به اسم چای ایرانی در فروشگاه زنجیره ای دولتی به خورد مردم می دهد… و باز هم ضرر می دهد!…

حاجی تلخ می خندد و می گوید که چای هندش را نیز از من می خرد، اما طبیعتا بازار ایران دیگر جای ما نیست…

این یعنی سرنوشت کارآفرین ایرانی در مقابل رقیب دولتی…


با رفیقی قدیمی که از دوران طفولیت هم کار بوده ایم، می رویم استخر. بهم گفت که دیشب عروسی دختر یکی از رفقای مشترک بزرگ تر دعوت بوده است. تبریکی گفتیم… اخمش باز نشد. گفت کارت دعوت را که دادند نشانی به نظرم خیلی آشنا بود. نشانی نزدیک بود به کارخانه ای که بعضی از دستگاه هایش را ساخته بودم و نصب کرده بودم. مهندس می گفت آخرش رسیدیم به مقصد. شگفتا! مراسم عروسی منعقد شده بود در همان سالن کارخانه. دستگاه ها را جمع کرده بودند و داخلش میز و صندلی چیده بودند. رئیس سابق کارخانه هم کت و شلوار و کراواتی پوشیده بود و امر و نهی می کرد به گارسن ها و مهمان ها را راهنمایی می کرد. مرا که دید تلخ خندید و توضیح داد: حالا نه گرفتار قانون هستیم، نه گرفتار مالیات، نه گرفتار محیط زیست، نه گرفتار تعرفه واردات و پاداش صادرات… به جای لباس کار یک سره روغنی هم که می بینی که آخر کت و شلوار تنمان می کنیم! ملت خوش اند و می زنند و می رقصند، ما هم حالش را می بریم! شب هم به جای چک برگشتی مشتری و فاکتور تعمیرات تو، یک ظرف غذای مشدی می بریم برای زن و بچه منزل!


این عاقبت با کمی بالا و پایین تقریبا عاقبت عمده کار آفرینان ماست، در رقابت با دولت، یا زیر سیطره قوانین دولتی. حالا یا همه مجبوریم برویم یا سراغ جایی دیگر در ارض واسعه الهی، یا سراغ شغل خدماتی و یا ناخواسته سرمایه گذاری در بخش های غیر مولد کنیم…


نمی دانم رضا امیرخانی از این که دارم از کتابش استفاده انتخاباتی می کنم چه احساسی پیدا می کند! اما مطمئنم او هم به اندازه من و حتی بیشتر آرزو دارد روزی این دو لت (یا بلکه سه لت!) درست شود. دور کنونی عملکرد دولت در کشور ما باطل است. می بینیم که همه کاندیدا ها از مشکلات و راه حل هایی می گویند که سال هاست همه می دانندشان، اما چرا در طول این همه دولت عوض شدن ها کسی این مشکلات را حل نمی کند، یا حتی قدمی کوچک برای حل این مشکلات بر نمی دارد؟ به خاطر «ساختار دولتی». رئیس جمهور بعدی حتی اگر «سازنده تر» از هاشمی، «توسعه سیاسی تر!» از خاتمی و «مهر ورزتر» از احمدی نژاد باشد مملکت را از این سه نفر پیش تر نخواهد برد.

فعلا بین کاندیدا های ریاست جمهوری تنها کسی که از «اصلاح ساختار ها» حرف زده، یعنی سطح فکرش در حدی بوده که این نیاز اساسی کشور را تشخیص دهد سعید جلیلی بوده. تفاوت سطح حرف سعید جلیلی با بقیه کاندیدا ها چیزی شبیه همان تفاوت ماهی گیری آموختن با ماهی دادن است. با اصلاح ساختار دولت ریشه مشکلات حل می شود، چرا که ریشه همه مشکلات خودِ خودِ «ساختار» است. باید یکی، یک بار، برای همیشه این ساختار را اصلاح کند، فلک را سقف بشکافد و…! خیلی شعاری شد، نه؟! می دانم و بدانید که نباید انتظار زیادی داشت؛ هیولای دولت سال هاست که هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می شود. حتما این هیولا در مقابل بریده شدن یال و دم و اشکمش مقاومت خواهد کرد و تازه نباید از یاد برد کسانی را که سال هاست از این هیولا سواری می گیرند. آن ها نیز در مقابل این اصلاح ساکت نخواهند نشست. اما این سدی است که با یک سوراخ، آرام آرام ترک می خورد، می شکند و راه پیشرفت کشور را باز خواهد کرد…

0

7 فکر می‌کنند “اصلاح ساختارها برای آزادی ظرفیت ها

  1. سرباز ولایت

    سلام داش مصطفی حال کردم با مطالب کارشانسی شدتون دست و قلمتون و ایضا خودتون عاقبت بخیر بشین و با اجازتون از مطالبتون استفاده میکنم در جاهای مختلف البته با امضاء مهندس طلبه موفق و منصور باشید

    پاسخ
  2. یه کم حرف دل

    شاه بیت برنامه انتخاباتی جلیلی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری گفت: نکته‌ای که من در اینجا می‌خواهم به آن اشاره کنم این بود که آنچه که ما به عنوان شاه بیت برنامه انتخاباتی مطرح کردیم و من در برنامه‌های تبلیغاتی خود به آن اشاره کردم این بوده است که من به مردم وعده ندهم و برخی از وعده‌ها را بیان نکنم اما یک موضوع را به عنوان برنامه‌های خود مطرح کردم و آن این است که معتقدم کسی که می‌خواهد رئیس‌جمهور بشود مهمترین برنامه‌ای که دارد این است که زمینه لازم را برای شکوفایی تمام ظرفیت‌ها، استعدادها و توانمندی‌هایی که در کشور وجود دارد، اعم از نرم‌افزاری و سخت‌افزاری فراهم کند.

    پاسخ
  3. ناشناس

    سلام دوستان آیا به دنبال یک بروشور ساده و قابل فهم تبلیغاتی دکتر جلیلی برای مردم عادی هستید؟ آیا تنها پول وامکانات چاپ یک بروشور سیاه و سفید A4 را دارید؟ بروشور “چرا جلیلی اصلح است” ویژه مخاطب عام، مناسب برای چاپ با امکانات کم در شهرستانها همرا با نسخه قابل ویرایش Word بروشور را ببینید و اگر پسندیدید در تمام مغازه ها و منازل شهرها و روستاها (هر تعداد که می توانید) توزیع کنید دانلود در اینجا: http://www.masaloshanderman.blogfa.com/post/24

    پاسخ
  4. باران

    با سلام تحلیل ساختار و مشکلات اقتصادی و بازرگانی وصنعت را بسیار خوب و براساس واقعیتهای عینی که ما هم میبینیم گفتید اما نتیجه گیری شما متاسفانه کاملا غیر منطقی است اقای جلیلی و طرفدارانشان وتیم مدیریتی و ستادی شان ۸سال دولت و تمام نهادهای غیردولتی را دردست داشتند پس نتوانستند ونخواهند توانست ضمن انکه با شعار و حرف مقاومت و بدون تدبیر و مشورت و استفاده از همه نخبگان نتیجه ای نمی توان گرفت

    پاسخ
    1. مصطفی نظرزاده

      اگر شما فکر می کنید «آقای جلیلی و طرفدارانشان و تیم مدیرتیشان ۸ سال دولت و نهاد های غیر دولتی (؟!) را در درست داشتند» با شما مخالفتی ندارم؛ اما من این طور فکر نمی کنم. فکر نمی کنم که کسانی که در این ۸ سال دولت را در دست داشتند طرفداران و تیم جلیلی بودند، این طور نیست.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *