شهید چمران در پاوه

چ مثل چمران؟!

فیلم چ حاتمی کیا فیلم خوبی است. خوشحالم از این که کارگردانی مثل حاتمی کیا سراغ شخصیت تاریخی مهمی مانند شهید چمران می رود.

هوشمندی حاتمی کیاست که به جای کلیت زندگی شهید چمران، به سراغ مقطع کوتاهی از زندگی او می رود که شناخته شده ترین قسمت زندگی اوست، قسمتی که هم خودش درباره آن صحبت کرده است و مجموعه این نوشته‌ها و سخنرانی‌ها در کتابی به نام «کردستان» تدوین شده است؛ هم این که چه بسا برخی از شاهدان عینی آن هنوز زنده باشند…

اگر چه برای کسی که شهید چمران را نمی شناسد فیلم، فیلم بسیار جذابی است ولی برای من که اندکی درباره شهید چمران خوانده ام از جمله کتاب کردستان را؛ این چ، چمرانی نیست که در ذهنم تصور می کردم…

چمران فرمانده

چمران چ فعال نیست، منفعل است. فرمانده نیست، در حالی که چمران کتاب کردستان فرمانده است، به اصغر وصالی فرمان می‌دهد، اوضاع را مدیریت می کند… آرام نیست و تمرکز ندارد، بیشتر مبهوت است و از همه بدتر کمک هم نمی کند! صحنه تخلیه هلی کوپتر را به یاد بیاورید: در هلی کوپتر می نشیند و جعبه ها را دست دیگران می دهد، یعنی آسان ترین کار ممکن! فلاحی در آن صحنه به مراتب موثرتر است (صحنه جمع کردن گلوله‌ها به دست فلاحی قشنگ است)، صحنه ای که برای شب آخر آماده می‌شوند را به خاطر آورید: در حالی که همه در حال کار هستند و کیسه شن ها را جا به جا می کنند، چ دست به کمر زده به دوردست خیره شده!

چ با کت و شلوار وارد پاوه می شود در حالی که طبق عکس های کتاب «کردستان» (که در بالای این متن یکی از همین عکس ها را شاهد هستید) اساسا شهید چمران با لباس رزمی وارد پاوه شده و آن جا هم با لباس رزمی بوده، این تغییر لباس به هر هدف سینمایی بوده باشد، ولی در هر حال تحریف تاریخ است و به شدت با رزمنده ای که ما در کتاب «کردستان» می بینیم تفاوت دارد… مذاکره به جای خود ولی به هر حال شهید چمران به منطقه ای جنگی وارد شده که جنایات زیادی هم در آن صورت گرفته (یکی از نکات مثبت فیلم نمایش گوشه ای از همین جنایت هاست) پس دلیلی ندارد که بدون اسلحه و با کت و شلوار باشد؛ و تازه در چند روز آخر، آن هم به زور اصغر وصالی، تفنگ دست بگیرد و تازه آن هم بیشتر در فیلم تزیینی است بر شانه بازیگر و تا شب آخر ما استفاده شهید چمران را از تفنگ نمی بینیم!

چمرانی که این قدر برای مذاکره و صلح اهمیت قائل است و اصلا برای مذاکره آمده، در مذاکره هیچ حرف به خصوصی ندارد! حرفی نمی زند از توطئه جدایی کردستان، از مظلومیت ملت کرد در زمان شاه، از رفع این مظلومیت پس از انقلاب، ولی چمران کتاب کردستان حرف دارد، تحلیل دارد از اوضاع جهان، از انقلاب، از کردستان… ولی این چ آن چمران نیست…

صحنه نفوذ میان دشمن و نشستن در ماشین رئیس دشمن را نمی دانم حاتمی کیا از کجا آورده! حداقل خود شهید چمران که از آن حرفی نزده، اگر کتاب های شهید چمران را خوانده باشید می دانید که شهید چمران در نوشته هایش اهل تعارف و شکسته نفسی نیست و همه چیز را گزارش می دهد، ولی از این نفوذ و آن راه مخفی حرفی نزده…

یک بار در لبنان چنین اتفاقی بین شهید چمران و یکی از فرماندهان دشمن افتاده البته آن جا باعث عقب نشینی نیروهای طرف مقابل شده… ولی این جا وقتی می پرسد آر پی جی بزنیم یا نه؟ می گوید چی بگم! اصلا اگر چیزی برای گفتن نداشت چرا رفت در ماشین فرمانده دشمن؟!…

چمران خانواده

در صحنه هایی از فیلم شهید چمران را در حال تماشای آخرین فیلم اش با خانواده اش می بینیم. فیلمی که در آخر آن شهید چمران خانواده اش را از لبنان راهی آمریکا می کند. در آخر فیلم، شهید چمران فیلم خانوادگی اش را از دوربین بیرون می آورد و خراب می کند و به این ترتیب این طور نمایش داده می شود که شهید چمران در راه مبارزه و آرمان از زندگی خانوادگی اش بریده است…

اگر چه بریدن از خانواده الزام مبارزه نیست و جمع بین این دو است که مرد می خواهد و اتفاقا شهید چمران مرد این میدان بود؛ ولی من نمی فهمم چرا حاتمی کیایی که حتما با تحقیق فیلم ساخته، از زن لبنانی شهید چمران اسمی نمی آورد. شهید چمران پس از این که زن و بچه های آمریکاییش را که نمی توانند در ناامنی لبنان به زندگی ادامه دهند، به آمریکا می فرستد، با زنی لبنانی ازدواج می کند؛ کتاب «نیمه پنهان ماه، چمران به روایت همسر شهید» روایت زن لبنانی شهید چمران از اوست.

اگر چه حتما بریدن از خانواده برای شهید چمران بسیار سخت بوده و حتما حاتمی کیا برای همین این فراز از زندگی شهید چمران را مورد توجه قرار داده است، ولی این جنبه از زندگی شهید چمران پیچیده تر و مفصل تر از این است که در حاشیه یک فیلم دیگر به آن پرداخته شود.

حجاب

سینما اقتضائات خاص خودش را دارد… نمی شود در خانه چادر پوشید… نمی شود یک زن بد را با حجاب نشان داد (به امید آن روز!)… همه این ها قبول، اما زن آمریکایی مسلمان شهید چمران را هم باید بدون حجاب نشان داد؟! حجاب زن شهید چمران چه حجابی است؟ حجاب اسلامی است؟ حجاب آمریکایی است؟ یا حجاب تهرانی؟!…

یعنی در سینمای ما، یک زن مسلمان را با حجاب کامل نشان دادن این قدر دور از ذهن است که حتی یک زن آمریکایی که با اراده و انتخاب خودش مسلمان شده را هم باید بی حجاب نشان داد؟

چمران عارف

از معنویت و روح بلند شهید چمران در چ خبری نیست غیر از یک صحنه گذرای قرآن سر گرفتن و گریه کردن. عرفان انسان در آرامشش خود را نشان می دهد که در فیلم بیشتر بهت است… در نماز شبش خود را نشان می دهد، در نترسیدن از گلوله و مرگ خود را نشان می دهد که این آخری اندکی (نه آن چنان که در شهید چمران بوده) در فیلم هست در صحنه درگیری در بیمارستان…

حرف آخر

همه این ها برای تکمیل بود نه برای تخریب. جای تشکر دارد از حاتمی کیا که فیلم جنگی ساخته و از همه عوامل فیلم، از بازیگران، جلوه های ویژه و همه کسانی که در ساخت این فیلم نقش ایفا کرده اند…

امیدوارم این فیلم و این نوشته باعث شوند کتاب های مرتبط با شهید چمران، به خصوص کتاب کردستان بیشتر خوانده شوند.

5

4 فکر می‌کنند “چ مثل چمران؟!

  1. shooreshirin

    نقدتون جالب بود من کتاب کردستان رو نخوندم با این حال چمران در چ رو اصلا دوست نداشتم
    درمورد همسر لبنانی هم ، فیلم جایی برای صحبت راجع به زندگی شخصی شهید چمران نبود اگر چنین کاری میکرد شبهات زیادی وارد میشد چون در فرصت کمی اشاره وار فقط حضور اون زن نشان داده میشد .
    فقط در حد مختصری خواست به خانواده دوستی شهید هم کمی اشاره کند!!!

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *